مثلث برمودا:
مثلث برمودا منطقه وحشت یا اسرار آمیز
در اقیانوس اطلس، منطقه شگفتانگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتیها، بی آنکه نشانهای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شدهاند. این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است، در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز و باور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شدهاند. اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰ نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست دادهاند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانهای از بقایای هواپیماها و کشتیهای ناپدید شده باقی مانده باشد ...

![]()
ایا میدانید؟
بیوگرافی دانشمندان ایران و جهان
مایکل فارادی
![]()
مايكل فارادي فرزند نعل بند فقيري است كه در بيست و دوم سپتامبر ۱۷۹۱ در انگلستان متولد شد. او به رغم آموزش رسمي كمي كه ديده بود اديسون زمان خود شد. در سيزده سالگي در دكان صحافي به عنوان
بیاموزیم:
9 موضوع شگفت انگیز از زندگی البرت انیشتن
۹موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن ،كه شما هيچگاه آنان را نمي دانستيد.او علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت ويا اينكه او با سر بزرگ متولد شد و تا سه سالگي حرف زدن را آغاز نكرد و در آزمون ورودي دانشگاه رد شد و موضوعات بسيار جالب ديگردر مورد زندگي خصوصي او
او با سر بزرگ متولد شد:وقتي انيشتن به دنيا آمداو خيلي چاق بودو سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد،فرزندش ناقص است،امّا بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.
او خيلي دير زبان باز كرد:يكي ديگر از مشهورترين جنبه هاي كودكي انيشتن اين است كه خيلي دير زبان باز كردو ديرتر از بچه هاي معمولي صحبت كردن را آغاز كرد. طبق ادعاي خود انيشتن ،او تا سن سه سالگي حرف زدن را آغاز نكرده بودو بعد از آن هم حتّي تا سنين بالاتر از نه سالگي به سختي صحبت ميكرد.به دليل پيشرفت كند كلامي انيشتن،و گرايش او به بي توجهي به هر موضوعي كه در مدرسه برايش خسته كننده بودو در مقابل توجه صرف او به مواردي كه برايش جالب بودند باعث شده بود كه برخي همچون خدمه منزل،او را كند ذهن بدانند .البته در زندگي انيشتن ،اين اولين و آخرين باري نبود كه چنين انگ ها و نظرات آسيب شناسانه اي به او نسبت داده ميشد.
حافظه اش به خوبي آنچه تصور ميشد نبود:مطمئناً او ميتوانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،امّا براي به يادآوري چيزهاي معمولي واقعاًحافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و يا به طور مثال او سرعت صوت را از حفظ نميدانست و وقتي از او در اين مورد سوال ميكردندميگفت اينها چيزهايي است كه همه آنرا ميدانند پس من وقتم را براي دانستن آنها تلف نميكنم .
او از داستانهاي علمي -تخيلي متنفر بود :انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود.زيرا كه احساس ميكرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم از علم مي شوندو در عوض به آنها توهم باطلي از چيزهايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهند.به بيان او "من هرگز در مورد آينده فكر نمي كنم .زيرا كه آن به زودي مي آيد."به اين دليل او احساس ميكردكساني كه به طور مثال بشقاب پرنده ها را ميبينند بايد تجربه هايشان را براي خودشان نگه دارند.
او در آزمون ورودي دانشگاه رد شد:در سال ۱۸۹۵در سن ۱۷سالگي ،انيشتن كه قطعاً يكي از بزرگترين نوابغي است كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.در واقع او بخش علوم و رياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده مثل تاريخ و جغرافيا رد شد. وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد،او گفت :آنها بي نهايت كسل كننده بودند و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را نداشته است.
علافه اي به پوشيدن جوراب نداشت:انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب ميشود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكندو اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت .علاوه بر اين او هرگز براي خو شايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد،او عقيده داشت يا مردم او را مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن (آن هم از روي پوشش)چه اهميتي ميتواندداشته باشد؟
او فقط يكبار رانندگي كرد :انيشتن براي رفتن به سخنرانيها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينانش كمك مي گرفت .راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت ميكرد ،بلكه هميشه در طول سخنرانيها در ميان شنوندگان حضور داشت و به طور دقيق آنها را حفظ ميكرد .يك روز راننده انيشتن به او پيشنهاد داد كه جايشان را عوض كنندو او جاي انيشتن سخنراني كند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود زيرا انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت كسي او را نمي شناخت و طبعاً كسي نمي توانست او را از راننده اصلي تميز دهد. سخنراني به نحوي عالي انجام شد ولي دانشجويان در پايان سخنراني انيشتن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز ميتواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار بر خواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.
الهام گر او يك قطب نما بود: انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نما به عنوان هديه روز تولد از پدرش دريافت كرده بود.وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مينمود،سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند.او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابراين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.
راز نهفته در نبوغ او:بعد از مرگ انيشتن در ۱۹۵۵مغز او توسط توماس هاروي براي تحقيقات برداشته شد.اما اين كار به صورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.هاروي تكّه هاي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد.از اين مطالعات در يافت ميشودكه مغز انيشتن درمقايسه با ميانگين متوسط انسانها ،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است .همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته ،كه اين مسئله امكان ارتباط آسانتر سلولهاي عصبي را با يكديگر فراهم مي سازد.علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم وچگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.
سرگرمی
|
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد. به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند. عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم. كارت شناساييم بت دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد! كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد. کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند. بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد. در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند. از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد. التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم. به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم. چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي آتها هم باش منبع: رامیز |
تولید برق
|
لرزش ديوارها هم برق توليد مي كند | ||||
| ||||
برندگان جايزه نوبل فيزيك از آغاز تا كنون
|
برندگان جايزه نوبل فيزيك از آغاز تا كنون ليست اسامي تمامي برندگان جايزه نوبل فيزيك از ابتداي اهداي اين جوايز تا كنون با ذكر مليت تاريخ و عناوين مورد پژوهش را در جدول زير مشاهده فرماييد | |
بیاموزیم:
در بن بستهای زندگی راه آسمان باز است
پرواز بیاموز.
چرا تخم مرغ در بطری فرو میرود؟
در حضور دوستان خود یک تخم مرغ تازه را خوب بپزید،وپوست آن را به ارامی جدا کنید،آن گاه یک بطری راکه از قبل آماده کرده اید روی میز بگذارید.
دهانه این بطری کوچکتر از تخم مرغ است. تخم مرغ را را بطور قائم روی دهانه بطری قرار دهید.مسلما تخم مرغ داخل بطری نخواهد افتاد.
آن گاه از دوستان خود بخواهید راه حلی برای انداختن تخم مرغ داخل بطری بیابند.
مسلما این راه حل غیر از خرد کردن تخم مرغ ویا فشار دادن آن با دست خواهد بود!منظور این است که تخم مرغ به خودی خود در بطری فرو رود.گمان نمیرود کسی قادر به حل این مشکل باشد.
اکنون شما یک قطعه کاغذ را مچاله کنید وبه ان کبریت بزنیدو داخل بطری بیندازید سپس تخم مرغ پوست کنده را در اب خیس کنید ودر دهانه بطری بگذارید.لحظه ای بعدتخم مرغ به سرعت وارد بطری خواهد شد!!! مثل اینکه یک دست نامرئی ان را با فشار وارد بطری می کند.


چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
فکر کن
.
.
ابتدا فشار هوا در داخل وبیرون بطری یکسان است ولی وقتی شما کاغذ مشتعل را داخل بطری انداختید ،هوای داخل بطری کم شد و فشار هوای جو تخم مرغ را دلخل بطری فرو برد،و خیس کردن تخم مرغ فرو رفتن ان را سهل کرد
ایا میدانید؟
برترین سوالهای بی پاسخ علمی در جهان
عامل تکامل چیست: بارها تکرار شده است که عامل شکل گیری تکامل انتخاب طبیعی است. این دلیل به عنوان موتور اصلی که تولید ارگانیسمها و موجودات پیچیده را به عهده دارد و همچنین به عنوان یکی از برترین تئوری های علمی شناخته می شود. اما آیا تکامل بر اساس انتخاب طبیعی تنها توضیح برای شکل گیری ارگانیسمهای پیچیده است؟ به گفته ماسیمو پیگلیوجی از بخش اکولوژی و تکامل دانشگاه استونی بروک در نیویورک، این سئوال یکی از برترین رازهای کنونی علم به شمار می رود. آیا تکامل تنها تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار دارد یا خصوصیات دیگری نیز در شکل گیری آن دخیل هستند؟
در درون یک زلزله چه رخ می دهد: قرارگیری چنین سئوالی در لیست رازهای علمی جهان کمی دور از ذهن به نظر می آید. اما واقعیت این است که انسان تا کنون اطلاعات دقیقی از آنچه در اعماق سیاره زادگاهش در حال وقوع است، ندارد. متخصصان می توانند با دقتی بالا مکان آغاز و نوع گسلی که در آغاز زلزله شرکت داشته است را تعیین کنند. حتی امکان پیش بینی مدت پس لرزه ها نیز وجود دارد. اما تا کنون به صورت قطعی آنچه در هنگام زلزله در حال وقوع است مشخص نشده است. طبیعت و نیروهای طبیعی که گسلها را حفظ کرده و سپس آنها را رها می کنند، همچنان ناشناخته باقی مانده اند.
تام هیتون زمین شناس دانشگاه کلتک معتقد است مشکل لغزش اصطکاکی در زلزله ها یکی از اصلی ترین مشکلات موجود در علوم زمینی است و اکنون به یکی از بزرگترینها رازها در اصول فیزیکی زلزله تبدیل شده است.
من کیستم: طبیعت خودآگاهی از گذشته های دور روانشناسان و دانشمندان شناختی را پریشان و سردرگم کرده بود. جوزف دیلاکس عصب شناس دانشگاه نیویورک معتقد است در حالیکه انسان بر این باور است که عاملی مستقل به حساب می آید، اینگونه نیست. تمامی اعمال انسان تحت تاثیر فرایندی ناخودآگاه و محیطی قرار دارد. درک چگونگی تصمیم گیری هشیارانه، داشتن ذهنی مستقل و شخصی، روح و ... از عواملی هستند که پاسخ آنها بیش از چندین دهه از انسان فاصله دارند. اینگونه به نظر می رسد که بشر زمان زیادی را برای پاسخ دادن به حیاتی ترین سئوال زندگی خود نیاز خواهد داشت.
زندگی چگونه بر روی زمین شکل گرفته است: شواهد اولیه نشان می دهد حیات اولیه میکروبها در زمین به بیش از سه بیلیون سال پیش باز می گردد و هیچکس از چگونگی آغاز آن آگاه نیست. ایده های مختلفی مانند واکنشهای شیمیایی زنجیره ای در بستر دریاها وجود دارند. دیانا نورتآپ از بیولوژیستهای دانشگاه نیومکزیکو معتقد است تئوری های زیادی درباره منشا حیات ارائه شده است که اثبات و یا رد آنها بسیار سخت و پیچیده خواهد بود.
مغز انسان چگونه عمل می کند: برخی بر این باورند که تسلط کاملی بر پاسخ علمی این سئوال ایجاد شده است. در واقع نمی توان انکار کرد که نسبت به دهه های گذشته اطلاعات بسیار بیشتری از عملکرد مغز در اختیار انسان قرار گرفته است اما با وجود بیلیونها نرون عصبی که هریک از هزاران اتصال برخوردارند نمی توان گفت که انسان درباره عملکرد مغز به قطعیت رسیده است.
بقیه جهان کجاست: دانشمندان پاسخ این سئوال را با توجه به پدیده های مرموز ماده و انرژی تاریک، بخش تاریک جهان می نامند. در واقع تنها تمامی گونه های ماده و انرژی که تا کنون در جهان یافته شده اند، تنها چهار درصد از کل ماده و انرژی واقعی و موجود جهان را تشکیل می دهند. میزانی که با هیچ برابری می کند. 96 درصد باقی مانده همچنان ناشناخته اند و دانشمندان برای یافتن آن به دورترین نقاط فضا و عمیق ترین نقاط زمین روی آورده اند.
عامل گرانش چیست: شاید گمان برود که جاذبه زمین کاملا درک شده و هیچ نکته مرموزی ندارد زیرا نیوتون آن را در زمانهای بسیار گذشته کشف کرده است. نیروی گرانش یکی از ضعیفترین نیروهایی است که تا کنون در جهان شناسایی شده و در حالت استاندارد فیزیکی هیچ توضیحی برای چگونگی عملکرد آن وجود ندارد. نظریه پردازان معتقدند شاید این نیرو در اثر ذرات بی حجم و کوچکی به نام گراویتونها که در میدانهای گرانشی جریان دارند، شکل گرفته است.
مارک جکسون، یکی از نظریه پردازان فیزیک در لابراتوار فرمی درایلینویز معتقد است گرانش از آنچه در حالت استاندارد فیزیک توضیح داده می شود، کاملا متفاوت است. زمانی که درباره تعاملات کوچک گرانشی محاسباتی انجام می گیرد جوابهای غیر عقلانی به دست می آید و می توان گفت علم ریاضی در توضیح این مسائل کاملا ناتوان است.
آیا نظریه ای برای توضیح همه چیز وجود دارد: فیزیکدانان از مدلهای استاندارد خوبی برخوردارند که می توانند جهان هستی را به صورت ذراتی ترسیم کند تا به این وسیله بتوان کوچکترین جرم و ماده موجود در جهان را از مغناطیس گرفته تا اتم توضیح داد. مدلهای استاندارد فیزیکی ذرات را نقاطی بسیار خرد می پندارند که اکثر آنها حامل نیروهای بنیانی هستند. دو مشکل بزرگی که این مدلها در پی دارند عدم توانایی توضیح گرانش و نامفهوم شدن در توضیح نیروهای بزرگ است. درصورتی که نظریه ای با توانایی توضیح انرژی های خارق العاده جهان اولیه به وجود آید که بسیاری ارائه چنین نظریه ای را غیر ممکن می دانند می توان گفت تئوری جهانی فیزیک به واقعیت پیوسته است.
آیا حیات بیگانگان واقعیت دارد: حیات همه جا، حداقل در سیاره زمین حضور دارد. در این صورت بسط دادن آن در تمامی جهان امری منطقی به نظر می رسد. با این حال نمونه ها و مطالعات انجام گرفته تنها در محدوده زمینی بوده است و به همین دلیل بسیار کوچک به شمار می روند. انسان اکنون آگاه است که عناصر حیات به صورت وسیعی پراکنده شده است و منظومه خورشیدی مشابه منظومه خورشیدی زمین وجود دارد.
جیل تارتر مدیر مرکز تحقیقات SETI در کالیفرنیا معتقد است انسان از تخیلات مملو و ساخته شده است، پس حداقل می توان تصور کرد که حیات دیگری نیز دور از چشمان انسان وجود دارد. به گفته فرانک ویلژک، برنده جایزه نوبل موسسه ام آی تی، نوع بشر از میان 4.5 بیلیون سال تاریخ شکل گیری زمین تنها طی 200 سال گذشته به تمدن علمی تکنولوژیکی دست یافته است. بر این اساس می توان انتظار داشت تمدنهای علمی و تکنولوژیکی زیادی وجود داشته باشند که به میلیونها و شاید بیلیونها سال زمان برای توسعه یافتن نیاز خواهند داشت.
جهان چگونه آغاز شد: مهمترین، اصلی ترین، مرموزترین و قدیمی ترین سوال بی پاسخ در میان انسانها است که تمامی اسرار دیگر جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است. برخی نظریه ها اعلام کرده اند که جهان در حدود 13.7 بیلیون سال پیش و پس از پدیده ای به نام انفجار بزرگ آغاز شده است. پس از این انفجار همه چیز در مدت کوتاهی شکل گرفت و در کمتر از یک چشم به هم زدن تحت تاثیر پدیده ای به نام تورم کیهانی، ابعاد کیهانی به خود گرفت. تئوری تورم کیهانی از ایده های بسیار قدرتمندی است که تا کنون امکان اثبات و بررسی شکل گیری آن به وجود نیامده است. تا زمان بی جواب باقی ماندن چنین سئوالی در علم محدود بشر، هیچ یک از دیگر سوالها نیز مجالی برای یافته شدن و کشف شدن پیدا نخواهند کرد.
ده آزمايش برتر جهان ( زيباترين آزمايش هاي فيزيك در تاريخ )
بیاموزیم:
پخت تخم مرغ با استفاده از موبایل
|
تلفن همراه یا همان موبایل ضررهای زیادی داره و حتما خیلی از مواقع هم شنیدید که این ضررها اثبات نشده ولی هیچ وقت اصولی بررسی نشده، اما یکی از این معایب اثبات شده و آن گرم شدن مغز در اثر توان زیاد گوشیهای همراه میباشد. پختن تخم مرغ با موبایل هردو گوشی در حالت صحبت با یکدیگر هستند و ضبط صوت نیز برای تولید صدا است تا گوشیها دایم در حال ارسال صدا باشند و امواج ماکروویو با توان بالا تولید کنند. بعد از یک ربع: تخم مرغ گرم می شه |
ایا میتوان با اب جوش اب را جوشاند؟
یه بطری کوچولو یا یه شیشه خالی دارو رو بگیرید و اون رو پر از آب کنید و بعد اون رو در ظرف پر آب دیگه ای که روی آتش قرار داره بزارید،بطوری که ته شیشه کف ظرف تماس نداشته باشه...... حالا فکر می کنید اگه آب داخل ظرف بجوش بیاد آب داخل شیشه هم همراه اون شروع به جوشیدن میکنه؟!!....این طور نیست...شما هر چه قدر هم انتظار بکشید چنین اتفاقی نمی افته...البته آب داخل شیشه خیلی داغ میشه ولی هیچوقت به جوش نمیاد،و نتیجه اینکه آب جوش اونقدر داغ نیست که بتونه آب رو بجوش بیاره..... نکته شگفت آوریه،ولی خلاف انتظار نیست ... چون برای اینکه آب رو بجوشونیم،کافی نیست که اون رو فقط تا 100 درجه سانتی گراد گرم کنیم.حرارت بیشتری لازمه تا آب رو از حالت مایع به حالت بخار در بیاریم.... آب خالص در 100درجه بجوش میاد و در شرایط متعارفی هر قدر به اون گرما بدیم دمای اون بالاتر نمیره...این یعنی اینکه منبع حرارتی که ما برای گرم کردن آ داخل شیشه از اون استفاده می کنیم بیش از 100 درجه گرم نیست،در نتیجه فقط می تونه دمای آب داخل شیشه رو به 100 درجه برسونه...همین که درجه حرارت دو ظرف برابر شد دیگه آب ظرف هیچ گرمایی به آب داخل شیشه نمی ده!! خلاصه با این روش ما می تونیم آب شیشه رو تا 100 درجه گرم کنیم اما نمی تونیم اون مدار گرمای اضافی رو که برای تبدیل آب به بخار لازمه به اون بدیم.(هر یک گرم آبی که دمای اون 100 درجه است بیش از 500 کالری دیگه گرما لازم داره تا تبخیر بشه.) ممکنه بپرسید بپرسید بین آب داخل شیشه و آب داخل ظرف چه تفاوتی وجود داره جز اینکه یک جداره شیشه ای بین اونها وجود داره!!باید گفت که تفاوت تنها همین جاست...آب داخل ظرف با ته داغ ظرف مستقیما تماس داره در حالی که آب داخل شیشه تنها با جدار شیشه و اون هم با آب داخل ظرف در تماسه... پس در نتیجه،با آب خالص جوشان نمی توان آب را جوشاند.اما همین که مقداری نمک به آب داخل ظرف اضافه کنیم وضع تغییر می کنه....نقطه جوش آب نمک بیش از 100 درجه است،در نتیجه می تونه آب خالص داخل شیشه رو بجوش بیاره!!
رد پای فیزیک در زندگی
د پاي فيزيك در زندگي
فیزک به تمامی سوالات ما پاسخگوست و راه پاسخگویی اش از اجزا ریز مثل بارهای الکتریکی تا موضوعات بزرگ جهان اطراف ما مثل کهکشان ها محدودیت ندارد. بهتر است بگوییم برای شناخت و حفظ زندگی و چگونگی پیشرفت در علم کافیست، روی دکمه فیزیک، اشاره کنیم.
پس از گالیله، فیزیکدانان بسیاری در پیشرفت علم فیزیک فعالیت کرده اند و اکتشافات و نتایج خوبی به دست آوردهاند که در ارتقاء زندگی بشری بسیار با اهمیت بوده است. این اکتشافات همراه با کاربردهایشان زندگی مدرن امروزی را، پدید آورده است.با نگاهی به فیزیک می توانیم درهای آینده را زودتر از موعد بگشاییم و همواره پله ترقی را زودتر از آنچه باید طی کنیم.
اگر علم را به دو قسمت علوم انسانی و علوم تجربی تقسیم کنیم فیزیک شاه کلیدی است برای وارد شدن به دنیای علوم تجربی .حتی گاهی روغن کاری در ها را نیز انجام می دهد تا باز شدنشان با مشکل مواجه نشود در نهایت فیزیک زیر ساخت شروع هاست .فیزیک برعکس آنچه هست ،در ذهن همه مطرح شده است .
دانش آموزان و دانشجویان ،درس فیزیک را یک درس خشک و نامفهوم با یک معلم خشک وسخت گیر تصور می کنند و به همین دلیل بسیاری از آنها حتی سراغ رشتههای مرتبط با فیزیک هم نمیروند در این مقاله میخواهم اندکی از کاربردهای فیزیک در زندگی روزمره را یادآور شوم ،بلکه ترغیبی برای دانش آموزان ودانشجویان گردد.فیزیک توضیحی است برای دنیای اطراف ما ،برای راحتی و آسایش درون خانههایمان به واسطه وسایلی چون :خنک کنندهها ،گرماسازها ،سیمهای تلفن وبرق،لوازم صوتی و تصویری ،مایکروویو و صدها وسیله دیگر.
فیزک به تمامی سوالات ما پاسخگوست و راه پاسخگوییاش از اجزا ریز مثل، بارهای الکتریکی تا موضوعات بزرگ جهان اطراف ما مثل کهکشان ها محدودیت ندارد.
-در کامپیوتر با وجود علم فیزیک توانستهایم ارتباط سریع با چند نفر از نقاط مختلف کرهی زمین داشته باشیم همچنین به کمک آن نرم افزارهایی ساخته شده تا محاسبات پیچیده را آسان نماید و سخت افزار هایی برای جایگزینی ماشین به جای انسان ساخته شده است.
-در علم پزشکی برای تشخیص و درمان بیماری نیاز به دستگا ههای پیشرفتهایست که در ساخت این دستگاه ها از مباحث مختلف علم فیزیک استفاده شده است .(مثل امواج الکترو مغناطیسی ،امواج صوتی ، اشعه ایکس، اشعه لیزرو...).
- در چشم پزشکی با استفاده از قوانین عدسیها، نمره عینک تجویز وعینک مورد نظر ساخته می شود.
-در کار درمانی با استفاده از نیروها و جهت آنها و فشار و مرکز ثقل به بیماران ناتوان یا کم توان جسمی کمک میشود.
-در شنوایی سنجی از طریق دریافت امواج صوتی توسط بیمار میزان شنوایی اندازهگیری می شود و با همین ترتیب سمعک مناسب تجویز می شود.
-درعلم تغذیه ، متخصصین این امر با استفاده از انرژی حاصل از مصرف مواد غذایی و انرژی حاصل از سوخت ،رژیم غذایی صحیح را توصیه می کنند.
-در ورزش با استفاده ازعلم فیزیک متوجه می شویم چه حرکتی به چه عضوی از بدن فشار میآورد و موجب آسیب دیدگی میشود و با استفاده از زاویه پرتاب و برد حرکت در رشتههایی مثل فوتبال،بسکتبال،تنیس و...می توان امتیاز گرفت.همچنین با استفاده صحیح از نیرو و تعادل و گرانیگاه قهرمانی در وزنه برداری حاصل ميشود.
-در مهندسی عمران فیزک کمک می کند، به گونهای در، پنجره ودیوار ساخته شود تا اتلاف انرژی به حداقل برسد.همچنین کار ساخت وساز را فشار، نیرو و دینامیک آسان نموده است و تنظیم سیستم گرمایشی با استفاده از قوانین ترمودینامیک است .
-در آشپزی نیز فیزیک به کمک خانمهای خانهدار می آید تا با استفاده از فشار زیاد زودپز غذایشان زود بپزد و با استفاده از اشعه مادون قرمز ماکروویو جنبش مولکولی مواد بالا رود و پخت سریع صورت گیرد و با استفاده از دمای تقریباً ثابت آرام پز غذا جا بیفتد. همچنین با استفاده از واحدهای مناسب اندازه گیری و حرارت مناسب غذاهای خوشمزه و کیک های متنوع پخته میشود.
در مورد رشتههایی مثل ،مهندسی برق، مهندسی مکانیک ،نجوم ،هواشناسی ،زلزله شناسی و...جای بحث نیست چون از رشته های مرتبط با فیزیک هستند .
دانشمندان همواره در رشتههای متعدد استفاده زیادی ازعلم فیزیک به شکل مستقیم در پروژههای خود دارند و البته احترام خاصی به آن قایلند ،همانگونه که به طور مختصر از جایگاه علم فیزیک گفته شد، بیشتر وسایل تکنولوژیکی و تکنیک استفاده از آنها و در کل ،پیشرفت صنعت مرهون پیشرفتهای علم فیزیک است و این دانشجویان فیزیک هستند که می توانند با شناخت صحیح از علم فیزک و علاقهمندی به این رشتهی صد در صد کاربردی در پیشرفت و اکتشافات جدید زندگی بشر سهیم بوده وا رتقاء بخش این دانش لایتناهی باشند.
برخی از قوانین فیزیک چنان در زندگی نقش کلیدی دارند که شگفتیآفرین است. از جمله از این قوانین میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
قانون کنش و واکنش
برای هر عملی ، عکسالعملی است متناسب با آن و در خلاف جهت آن.
پاسخ هر عملی که صورت میگیرد از طریق عکسالعملی داده میشود. مثلا طرب و شادی افراد عکسالعملی است که در برابر موسیقی از خود نشان میدهد. این شادی متناسب با تاثیر موسیقی بر این شخص هست.
اصل عدم قطعیت
حاصلضرب تغییرات تکانه خطی در تغییر مکان، مقدار ثابت کوچکی است.
حاصلضرب دو کمیت به ظاهر وابسته به هم و در واقع به کلی مخالف از هم مقداری ثابت است. برای مثال شرایط انسانها از هر لحاظ نزدیک هم است. كسي که در مسیر علم بیشتر رفته ،از گشت و گذار خود زده ، آنی که در مسیر خوشگذرانی بوده از علوم چندان بهرهای نبرده است. یعنی حاصلضرب رشد و پیشرفت علمی در تفریح و خوشگذرانی مقداری ثابت است که افزایش یکی کاهش دیگری را در پی دارد. اکثر قوانین زندگی این قانون بنیادی فیزیکی را در خود دارند به عبارتی این قانون یکی از ارکان زندگی بشری است بگونهای که بسته به شرایط و سایر پدیدههای حاکم بر زندگی درصدهای ویژهای از مولفههای قانون را انتخاب نمایند.
اصل طرد پاولی
دو ذره مثل همی وجود ندارد و حداقل اینکه وقتی در یک اربیتال قرار میگیرند اسپینشان متفاوت هم است.
دو چیزی که از همه لحاظ دقیقا مثل هم باشد در جهان وجود ندارد. برای همین هست که زوجها صد درصد ،سازگار نیستند و وجه تمایز زیادی بینشان هست. تصور کنید که هر انسانی از میلیاردها میلیارد، ذره بنیادی اسپیندار از جمله الکترون ساخته شده است پس در اشل میکروسکوپی و زیر اتمی این ذرات در اربیتالها دارای اسپین مخالف هم خواهند بود. بنابرین اصل طرد پاولی تفاوتهای فردی و خانوادگی را در بین انسانها در جنسهای موافق و مخالف توجیه میکند.این اصل به موازات قانون سوم ترمودینامیک رسیدن به ایدهآلها را رد میکند.
با این حال حالتهای ممکنه مکمل هم وجود دارد که به وفاق و پایداری کلی منجر میشود. مثلا یک آقا (پروتون) به همراه یک خانم (الکترون) زوجی را تشکیل میدهند که اگر شرایط تشکیل پیوند (اتمی یا زناشویی) برایشان فراهم شود ،مجموعههای را بوجود میآورند.
مثلا هیدروژن (۱و۱) با پایداری زیاد به منزله زندگی عالی و هیدروژن (۱و۲) به منزله زندگی خوب و هیدروژن (۱و۳) به علت ناپایداری زیاد نماد زندگی ناسازگار میباشند. بنابرین اگر وجود یک همچنین اصول بنیادی فیزیک در تجزیه و تحلیل دقیق علمی زندگیها هم لحاظ شود، درصد پایداری و سازگاری خانوادهها بیشتر از پیش خواهد بود.
اصل افزایش انتروپی
هر فرآیندی در جهت افزایش بینظمی پیش می رود تا اینکه به نظم پایداری برسد.همه آشفتگیها ، بحرانها و اغتشاشات در جهت تولید یک روال پایدار و منظم اتفاق میافتد اگر درست جهت دهی شود منجر به نظم پایدار میشود. اتمی تحریک میشود و از خود بینظمی نشان میدهد و سریعا فوتونی گسیل کرده و به حالت پایدار خود (آرامش) میرسد.
قانون سوم ترمودینامیک
رسیدن به صفر مطلق محال است.رسیدن به ایدهآلها از جمله صفر مطلق محال است. همیشه چیزی کمتر از ایدهآل قابل حصول است. باید انسان تفکر وجود ایدهآل باشد و در مسیر رسیدن به ایدهآل حالتهایی قریب به ایدهآل را داشته باشد .
